زنان پادشاه - ۱۰

خرم سلطان

زنان پادشاه - ۱۰
تاریخ انتشار 21.09.2011 08:17:56 UTC
به روز شده 21.09.2011 08:17:56 UTC
خرم سلطان با ذکاوت ، عقل و زیبائیش به اوج قدرت رسیده و توانسته بود تا سلطان سلیمان قانونی، پادشاه مقتدرامپراطوری عثمانی را تحت تاثیرقراربدهد. سفیرکبیروقت هاسبورگ که این تحول را تثبیت کرده بود ، دررابطه با پادشاه عثمانی چنین می گوید : تنها چیزی که می توان درمورد سلطان سلیمان قانونی گفت ، این است که او بیش ازحد تحت تاثیرخرم سلطان قرارگرفته است.

حقیقتا نیز آن زن زیبا با استفاده از جذبه خود به مدت ۳۰ سال سلطان سلیمان قانونی را تحت خاکمیت خود قرارداده و او را واداشت تا هرچیزی را که می خواهد ، انجام بدهد.

یکی از تاریخ نویسان غربی سالها بعد روابط سلطان سلیمان قانونی و خرم سلطان را چنین ارزیابی کرده است : سلطان سلیمان قانونی بقدری خرم سلطان را دوست داشته و به او اعتماد می کرد که اطرافیانش چنین می پنداشتند او را جادو کرده است. حتی درگوش یکدیگر چنین نجوا می کردند که او یک جادوگرمی باشد. دراصل سپاهیان و ساکنین کاخ از خرم سلطان متنفربوده و حتی فرزندانش را دوست نمی داشتند. فقط کسی نمی توانست دراین زمینه افکارخود را برزبان بیاورد. برخلاف این ، هم سپاهیان و هم مردم ، مصطفی اولین پسرسلطان سلیمان قانونی و مادراو ماه دوران را دوست داشتند.

سلطان سلیمان قانونی هم یک فرمانده و دولتمرد ، و هم شاعری موفق بود. او اشعاری که بتواند دریک کتاب بزرگ بگنجد بقلم گرفته و این اشعار بعدها از سوی عادله ساطان دختریکی ازنوه هایش محمود دوم انتشاریافت. وی درمصرعی ازاشعارش چنین گفته است:

برای عالم بشریت چیزی مهمترازدولت وجود ندارد

دولت بسان سلامتی جان است

همانطوریکه از مصرعهای مذکورپیداست ، سلطان سلیمان قانونی از زبان شعربا استادی و تبحراستفاده می کرد.

حقیقت دیگراین است که خرم سلطان از ضعف سلطان سلیمان قانونی درمقابل شعرآگاه بوده و ازاین امردرراستای اهداف خود به خوبی بهره می جست. بطوریکه برای یکدیگرشعرنوشته و گویی با زبان شعربه صحبت می نشستند. خلاصه کلام سلطان سلیمان قانونی همسرایده آلش را یافته بود. آنها درروابط خود به نقاط مشترکی دست یافته و شعرنیز یکی از این نقاط بود. حتی افکار و اندیشه های سلطان سلیمان درکانون  شخصیت و ذکاوت خرم سلطان متمرکز شده بود. خرم سلطان تنها بعنوان یک زن با او علاقه دارنشده ، بلکه دراموردولتی نیزبه او یاری می کرد.

بایستی گفت که سلطان سلیمان قانونی تنها چهره فریبنده سلطان خرم را مشاهده می کرد. حال اینکه Roxalanaزیباروی گالیچ بیهوده نام خرم را به خود نگرفته بود. زیرا خرم بمعنای آزادی ست. این زن عاقل بعد از ورود به حرمسرای قصرعثمانی ، موانع موجود برسرراه خود را یکی پس ازدیگری، از میان برداشته بود. او بخوبی از معنا و مفهوم نامش به خوبی استفاده می کرد. خرم سلطان علیرغم تمامی این مزیتها باز هم آرامش نداشته و همواره مضطرب بود. او شاهزاده مصطفی و مادرش Mahidevranرا از مردی که دوستش می داشت دورساخته ، فقط این را نیزناکافی می دید... چرا که نمی خواست شخص ثالثی درروابطش با پادشاه دخالت بکند. دیگرنوبت به صدراعظم رسیده بود ، وی می خواست تا صدراعظم داماد فرید پاشا را از میان بردارد.

خرم سلطان بخوبی می دانست تا زمانی که ابراهیم پاشا در صحنه حضورداشته یاشد ، او درپس پرده باقی خواهد ماند. دراصل نیز محق بود. ابراهیم پاشا که سه سال بعد از آغاز سلطنت ساطان سلیمان قانونی به مقام صدراعظمی انتصاب گردید ، به اقتدارخود ادامه می داد.

صدراعظم ابراهیم پاشا ، حکایت زندگی جالبی داشت.....حال بیائید تا نظری اجمالی به حکایت زندگی وی بیفکنیم.

 

داماد ابراهیم پاشا پسریک ماهیگیرفقیر درایتالیا بود....او درسنین کودکی از سوی دزدان دریایی ربوده شده و درمانیسا فروخته شد.....مانیسا درآندوره به عنوان مرکز آموزش شاهزادگان عثمانی شناخته می شد....اومدتی بعد ، به خدمت شاهزاده سلیمان درآمده و درسطح بالایی آموزش دید. درنتیجه استعداد خود و بعنوان یک فرد با فرهنگ توجه و علاقه شاهزاده سلیمان را جلب نمود.

قانونی بعد از نشستن برمسند پادشاهی ، ابراهیم پاشا را نیز به همراه خود به استانبول برده ، مدتی بعد به مقام صدراعظم دولت عثمانی انتصاب کرد. لقب وی که قبلا فرنگ یعنی خارجی بود ، بعد از تکیه زدن براین مسند به مقبول تغییریافت.....و درپی ازدواج با خدیجه سلطان خواهرسلطان سلیمان قانونی ، لقب داماد را به خود گرفت.

این شخص بمدت ۱۳ سال درمقام صدارت انجام وظیفه کرده و به کرات به عنوان سرفرمانده درلشگرکشیها درکنارپادشاه جای گرفت. موفقیتهای وی درلشگرکشیها کوجب گردید تا توجه و علاقه پادشاه به او صد افزون گردد.... بطوریکه درسفریه آلمان درسال ۱٥۲۹ ، لباسی مشابه به لباس پادشاه برتن کرده ودرنزد او رکاب زد. فقط رفتارهای عجیب وغریب او به سطحی رسیده بود که دقت پادشاه را جلب می نمود.

از سوی دیگر خرم سلطان به دنبال فرصتی بود تا داماد ابراهیم پاشا را ازصحنه پاک سازد.... و سرانجام این فرصت ازسوی خواجه حرم به دستش داده شده و درسایه نامه سفیرفرانسه شکل گرفت.

دراین نامه چه چیزهایی نوشته شد بود؟ ...... محتوای این نامه درراستای منافع چه کسانی بقلم گرفته شده بود ؟ .....