زنان پادشاه - ۹

عشق بزرگ سلطان سلیمان قانونی

زنان پادشاه - ۹
تاریخ انتشار 07.09.2011 13:27:51 UTC
به روز شده 20.04.2012 07:39:11 UTC
زنان پادشاه- ۲۰۱۰- ۰۹

به ورق زدن صفحات کتاب زنان پادشاهان عثمانی و بررسی تحولات واقع درحرمسرای این دولت بزرگ ادامه می دهیم.

دربرنامه این هفته از عشق بزرگ سلطان سلیمان قانونی سخن خواهیم گفت. ازجاریه ایی که بعدها درحرمسرای دولت عثمانی از جایگاه ویژه ایی برخوردار شده و مقام همسری سلطان دست یافت. این بانو کسی بجز خرم سلطان نبود. سلطان خرم نامه های عاشقانه ایی به سلطان سلیمان قانونی که همسرش بود، بقلم می گرفت. وی با نگارش اشعارعاشقانه سعی می نمود تا توجه و علاقه پادشاه را جلب نماید. او درنامه های خود چنین می گفت ، حضرت سلطان ، درحسرت دیدن رخسارشما می سوزم ، سلطان دولت بزرگ عثمانی از دستانتان می بوسم ، بگذارید تا حال و احوال این جاریه را که عاشق شما می باشد ، توضیح بدهم ، برای ابراز عشقم به شما به ایزنیک آمده و توسط حجاج به حضوروالایتان نامه فرستادم. آرزویم دریافت خبرسلامتی شما می باشد.

وی دریکی دیگرازنامه های عاشقانه اش چنین نوشته است: عزیز دلم سلطان، به خداوند بزرگ التماس می کنم که دیگرشما را از من جدا نکرده و رخسار عزیزتان را هرچه زودترببینم ، ایزد منان ما را از جدایی رها سازد ، حتی اگرآب دریاها مرکب شده و تمامی درختان به قلم تبدیل شوند ، نمی توانند حسرت این جدایی را بازگو کنند ، سلطانم ، شبی نیست که از حسرت و شراره های قلبم جهان آتش نگیرد، هرروزآسمان از فریاد من که درحسرت دیدن رخسارتان به سرمی برم، پاره پاره می شود.

عزیزان، ایلبراورتایلی یکی ازتاریخ نویسان معاصرکشورمان می گوید: این نامه ها ازارزش جایگیری درتحقیقات ادیبان برخوردار می باشند. دراین نامه ها عشق ، حسرت ، نگرانیو احساسات یک زن که پادشاه را تنها برای خود می خواهد ، بازگو شده است.

دوستان حال بیائید به بعد حسادت و رقابت بی رحمانه زنان پادشاهان نظری اجمالی بیفکنیم.

تقویم سال ۱٥۲٦ را نشان می دهد. زندگی روزمره درحرمسرای کاخ توپکاپی ادامه دارد.... اما رقابت مابین ماه دوران سلطان یکی از همسران سلطان سلیمان قانونی که درعین حال مادرشاهزاده مصطفی می مباشد وخرم سلطان به وضوح مشاهده می شود. روزی دو زن مذکور برسرچشمه یکدیگررا بباد کتک گرفتند. دیگرجاریه ها سعی می کردند تا به دعوا فیصله بدهند، سرانجام نیز موفق شدند. این واقعه درکوتاه مدت به گوش همه و حتی سفیران خارجی رسید . بطوریکه پیترو براگادینو سفیر ونیز طی گزارشی جنگ و جدل دو سلطان بانوی عثمانی را به اطلاع سنای ونیز رساند. براساس این گزارش ماه دوران مادرشاهزاده مصطفی که نام دیگرش گل بهاربانو می باشد، ضمن کشیدن موهای خرم سلطان به صورتش چنگ انداخته و خرم سلطان نیز با دمپائی به کرات و شدت هرچه تمام برسروی کوبید. بعد از دعوا خرم سلطان خود را به انزوا کشیده و حتی ملاقات با سلطان سلیمان قانونی را که بسیاردوستش می داشت، رد کرد. فقط برای ملاقات با وی شرطی درمیان گذاشت، وی می خواست که یک عروسی با احتشام ترتیب یافته و و درزمینه اموردولتی با او مشورت شود. خرم سلطان حتی می خواست تا ماه دوران هرچه زودتراز کاخ توپکاپی و حتی استانبول بیرون رانده شود.

شرایط مطرح شده ازسوی خرم سلطان و رفتاراین چنینی اش می توانست پایان زندگی اش را به همراه بیاورد، اما این چنین نشد و بالعکس سلطان سلیمان قانونی شیفته هوش، اراده و علی الخصوص جسارت این زیبا روی اسلو تبارکه چشمانی آبی رنگ و موهای سرخ رنگ داشت و سفید رو بود، گردید.

سرانجام پادشاه خواسته وی را بجای آورده و پسرش شاهزاده مصطفی را به مقام والی مانیسا انتصاب نمود. این تصمیم بمعنای دورساختن شاهراده مصطفی و مادرش ماه دوران بانو از استانبول و علی الخصوص از سلطان سلیمان قانونی بود. کمااینکه درکوتاه مدت ماه دوران و پسرش شاهزاده مصطفی با فرمان پادشاه به مانیسا عزیمت کردند. سلطان سلیمان قانونی به این نیز بسنده نکرده و برای اعلان عشق خود به خرم بانو برخی از جاریه ها را آزاد گذاشته و به عقد پاشاهای وقت درآورد. پادشاه امتیازات دیگری نیز به خرم سلطان داد. او یکی دیگراز شرایط خرم سلطان را بجای آورده ومراسم عروسی بااحتشامی برای او برگزارکرد.

جورج یونگ که درآندوره درسفارتخانه انگلستان کارمی کرد ، دررابطه با این عروسی می گوید: این هفته دراستانبول حادثه بی نظیری که درزندگی سلاطین عثمانی مشاهده نشده است، جریان یافت. بطوریکه سلطان سلیمان قانونی، الکساندرا را به عنوان همسراول خود انتخاب نمود. دراین چهار چوب نیز درشهرمراسم باحتشامی ترتیب یافت. مراسم عروسی درکاخ توپکاپی برگزارگردید. هدایای فرستاده شده به مناسبت این جشن به مردم نشان داده شد. تمامی ساکنین شهردر این مراسم شرکت جستند. درتریبونهای میدان سلطان احمد، خرم سلطان و رجال دولتی از مردم استقبال کردند. مسابقات برگزارشده ما بین سلحشوران مسلمان و مسیحی با شورو هیجان دنبال گردید. مراسم عروسی مذکورچنان دیگرمراسم عروسی آریستوکراتها، بااحتشام و هیجان آوربود. دیگر خرم بانو، سطان سلیمان قانونی را اسیرپنجه های خود کرده بود.