زنان پادشاه - ۱۲

خرم سلطان، بانوی نیرنگ دربار

زنان پادشاه - ۱۲
تاریخ انتشار 05.10.2011 12:34:10 UTC
به روز شده 05.10.2011 12:50:06 UTC
پیشتر از رابطه رمانتیک سلطان سلیمان قانونی و " خرم سلطان" که با نامه های عاشقانه و اشعار تاثیر یافته بود، سخن گفتیم. فقط چه حاصل که این عشق برای خرم سلطان ناکافی مینمود. چراکه او میخواست که در امور دولتی نیز صاحب سخن شود. از اینرو صدراعظم "دامات ابراهیم پاشا" را از میان برداشته و در انتصاب رستم پاشا بجای وی نقش مهمی ایفا نمود. او برای نزدیک ساختن رستم پاشا به خود ازدواج مهرماه سلطان، دختر پادشاه با او را تامین نمود. و بدین ترتیب اتحاد سه گانه ای در کاخ عثمانی شکل گرفت.  نوبت به شاهزاده مصطفی پسر سلیمان قانونی و "ماهِ دِوران" رسیده بود. با بزرگ شدن پسران خرم سلطان، پسر ناتنی اش شاهزاده برای او خطری تشکیل میداد. در چهارچوب قوانین وضع شده از سوی سلطان محمد فاتح، مرگ سلطان سلیمان قانونی، بنوعی مرگ پسران خرم سلطان را نیز به همراه می آورد. زیرا ولیعهد بزرگترین پسر شاه یعنی شاهزاده مصطفی بود. مضافابر این، شاهزاده بسیار با استعداد بوده و هم از سوی مردم و هم از سوی ارتش دوست داشته میشد. پادشاه نیز از او جانبداری میکرد. خرم سلطان روزهای متمادی اندیشیده و دسیسه خطرناکی طرح ریزی کرد. در سال ۱٥٥۳ شاهزاده مصطفی والی آماسیا بود. در چهارچوب دسیسه خرم سلطان، صدراعظم رستم پاشا از زبان شاهزاده مصطفی نامه ای به پادشاه ایران بقلم گرفت. در این نامه گفته شده بود که مصطفی می خواهد بجای پدرش بر تخت سلطنت نشسته و برای همین از پادشاه ایران یاری میخواهد. نامه مذکور از سوی احمد شمسوی به سلطان سلیمان قانونی داد شده و سلطان صحت نگارش نامه از سوی شاهزاده مصطفی را باور کرد و سرانجام نیز با نیرنگهای خرم سلطان و صدر اعظم رستم پاشا تصمیم گرفت تا پسرش مصطفی را ازمیان بردارد و صبح روز جمعه ششم اکتبر سال ۱٥٥۳ لشکریان پادشاه و شاهزاده مصطفی در مسافتی نزدیک به یکدیگر مستقر شده بودند. لشکریان هر دو طرف با هیجان زاید الوصفی فعالیت مینمودند. شاهزاده مصطفی پسر بزرگ سلطان سلیمان قانونی وارث سلطنت، خود را برای بوسیدن دست پدرش آماده میکرد. سرانجام گروهی از وزرا و فرماندهانِ لشکر سلطان سلیمان قانونی روانه اردوگاه شاهزاه مصطفی شده و او را برای روانه ساختن به ابدیت طی مراسم با شکوهی به چادر همایونی بردند. قانون حکم میکرد که شرفیابی به حضور پادشاه بایستی بدون اسلحه صورت بگیرد. از اینرو شاهزاده مصطفی سلاح های خود را در خارج از چادر پادشاه رها ساخته و در معیت وزرا وارد چادر پدرش شد ولی نتوانست از این چادر خارج شود. زیرا وی در چادر پدرش گریبانگیر دسیسه خرم سلطان شده بود. فقط این وضعیت موجب ناخشنودی لشکریان عثمانی گردیده و ینی چری ها در آستانه عصیان قرار گرفتند. از اینرو سلطان سلیمان قانونی در بین لشکریان مقداری پول توزیع کرد و احمد پاشا وزیر دوم را بجای رستم پاشا بر مسند صدارت نشاند. عزل صدراعظم رستم پاشا از مقام خود چندان بطول نینجامید چراکه با اقدامات خرم سلطان و " مهر ماه سلطان" همسر صدر اعظم، ۲ سال بعد مجددا صدر اعظم شده و تا آخرین لحظات عمرش در این مقام باقی ماند.

محمد یکی از ٤ پسر خرم سلطان، در سنین جوانی بیمار شده و بدرود حیات گفت. مصطفی پسر ناتنی اش در اثر سو قصد کشته شد. از همین رو سلطنت برای ۳ پسر دیگر خرم سلطان باقی مانده بود. جهانگیر یکی از پسران او علیرغم هوش و ذکاوت بالا و شخصیت برترش معلول بود. به همین علت نمی توانست بر تخت سلطنت بنشیند. پسردیگرش بایزید نیز مستعد ولی بسیار بیرحم بود. سلیم نیز سوگلی خرم سلطان بود. وی از نظر فیزیکی به خرم سلطان شباهت داشته، چشمانی آبی رنگ و موهایی طلایی داشت. خرم سلطان در ۲۲ سالگی سلیم را بدنیا آورده بود. سلیم در کودکی لکنت زبان داشته و برای همین مادر در مقابل او ضعف داشت. سلیم برخی کلمات را با لحجه ای منحصر بخود و زیبا تلفظ مینمود. در این میان اعتیاد سلیم به مشروبات الکلی خرم سلطان را مظطرب و نگران میساخت. کمااینکه تاریخ محق بودن خرم سلطان را نشان داد و از سلطان سلیم دوم یازدهمین پادشاه عثمانی بعنوان سلیم مست یاد گردید. شایان ذکر است که در تمایل سلطان سلیم دوم به نوشیدن مشروبات الکلی، مادرش نیز نقش مهمی ایفا کرده بود. خرم سلطان علیرغم هوش و ذکاوت بالای خود باز هم نتوانست مسیر سرنوشت را تغییر بدهد و سرانجام قبل از اینکه به مقام والده سلطان دست یابد، بدرود حیات گفت.

او حتی نتوانست شاهد منازعه برادر با برادر، پدر با پسر و نزاع سلیم با پسرش بایزید و پناهنده شدن بایزید به پادشاه ایران گردد. خرم سلطان بسال ۱٥٥۸ در ادیرنه بدرود حیات گفته و در مسجد سلیمانیه به خاک سپرده شد. مقبره وی از سوی سلطان سلیمان قانونی یعنی همسرش که وی را بسیار دوست میداشت، ساخته شد. خرم سلطان نیز زنی خیر بوده و در مکه و مدینه دو عمارتخانه ساخته بود. حتی با فرمان او آب آشامیدنی ادیرنه تامین شده و چندین چشمه احداث گردیده است. مجتمع " هاسِکی" در محله آکسارای استانبول که متشکل از مسجد، مدرسه، عمارت و دارالشفا میباشد، با خواست وی و با فرمان سلطان سلمان قانونی ساخته شده است. حمام " هاسکی" نیز که توسط معمار سینان ساخته شده است، در مقابل ایا صوفیه واقع در میدان سلطان احمد قرار دارد. ساخت حمام در دوره عثمانیان از سوی " سلطان بانو" ها آداب  و سنن خاصی محسوب میشد. فرهنگ حمام علی الخصوص در آن دوره در رواج بود. فقط خرم سلطان پس از مرگ خود میراثی بجای گذاشت. بطوریکه زنان به حکمروایی در قصر عثمانی با جدیت کامل ادامه دادند. حکمرانی زنان در قصر عثمانی که در نتیجه اقدامات او آغاز گردید، بعدها با حاکمیت "نور بانو سلطان" همسر سلیم دوم و مادر سلطان مراد سوم ادامه یافت. بعدها نیز "مه پیکر کوسم  بانو"، مادر احمد اول به این روند ادامه داد.